دولت احمدی نژاد – پرسمان

با این حال، معاهدات صلح نشان داد که حال و هوای تجزیه و فروپاشی به شکلی جدید به اروپای پس از جنگ راه یافته است. بیتردید، نقد مشخص و انضمامی هر یک از این نگرشها مستلزم رجوع به ابعاد دیگر این مسئله و تحلیل وضعیت واقعی در ایران و نیز الزامات و پیآمدهای ناشی از این نوع نگرشهاست؛ اما به هر حال، نقد و تحلیل سویههای ایدهآلیستی و اومانیستی نظریاتی از این دست، افق تازهای به روی ما میگشاید و راه را به روی برخی سادهانگاریها میبندد.

و تعیین نقش و موقعیت این جمعیت عظیم در دوران جنگ و پس از جنگ؛ اما بهطور کلی میتوان گفت که تمهیدات صلحبانان جنگ نیز در جهت ساماندادن به این جمعیت پراکنده و سرخورده بود.

جنگ جهانی نشان داد که نظام سیاسی سابق اروپا تقریبا ۲۵ درصد از جمعیت این قاره (جمعیتی بالغ بر ۱۰۰میلیون نفر) را نادیده گرفته است و آنها عملا در وضعیتی بیثبات و نامعلوم به سر میبردهاند. پیش از جنگ جهانی اول، اروپا امپراتوری بزرگی همچون امپراتوری اتریش ـ مجارستان را در دل خود جای داده بود؛ اما پس از جنگ و با شکست روسیه، آلمان و این امپراتوری بزرگ، ناگهان ساختار سیاسی و کل نقشه جغرافیایی اروپا نیز زیر و رو شد.

پیوند این تلقی ایدئولوژیک با ایدئولوژی مسلط نیز یکی دیگر از نکات کلیای است که در پرتو آرای ژاک رانسیر بدان اشاره خواهیم کرد. روسیه اعلام کرد حدود ۷۵ هواپیمای ترابری نظامیبرای انتقال حدود ۲۵۰۰ نیروی نظامی آماده هستند تا در صورت درخواست دولت قزاقستان برای کمک به نیروهای امنیتی به این کشور اعزام شوند.

بشر پیشاپیش حامل این حقوق است و خود منشا و غایت آنها محسوب میشود، آنهم بدون ارجاع به نظامی بیرون از خودش. تجارب فوق جلوی چشم نخبگان دولت اقای رئیسی است. بهطور مثال، با تجزیه امپراتوری اتریش ـ مجارستان چندین دولت جدید (موسوم به دولتهای جانشین) ایجاد شدند؛ خود اتریش و مجارستان از هم جدا شدند و دو دولت کوچک را تشکیل دادند؛ ایتالیا، لهستان، رومانی و یونان سرزمینهایی را به خاک خود الحاق کردند (مثلا رومانی با گرفتن بخشی از خاک روسیه و بخش وسیعی از مجارستان دو برابر به وسعت خاک خود افزود)؛ دولتهایی مثل فنلاند، استونی و لیتوانی از روسیه جدا شدند و به استقلال کامل دست یافتند.

صلحبانان جنگ با سادهانگاری سعی کردند مسئله ملیت و حاکمیت در اروپای جنوبی و شرقی را با استقرار شماری از دولت ـ ملتها، حل و فصل کنند. در واقع، دیگر امکان نادیده گرفتن این جمعیت ۱۰۰میلیونی یا، به قول اتو باوئر، «مردمان بیتاریخ» وجود نداشت، مردمانی محروم از خودمختاری و حاکمیت ملی که اینک باید سرنوشت اروپا را رقم میزدند.

به قول آرنت، این جمعیت متشکل بود از کسانی که هیچگاه به مرحله رهایی و خودمختاری ملی نرسیده بودند و همواره سودای آن را در سر میپروراندند. البته انتقاداتی از این دست، به حقوق بشر را فیلسوف انگلیسی، ادموند برک، سالها قبل مطرح ساخته بود، و به قول خود آرنت تمام استدلالات و فاکتهای مورد استفاده او جملگی تایید تلخ و نابهنگام استدلالات برک است.

به قول آرنت، حتی وحشیان نیز تحت یک حاکمیت و نظم بیرونی زندگی میکنند و به همین دلیل است که توسل به مفهوم «حقوق طبیعی» یا برجستهکردن «فرد» به عنوان حامل و مظهر حقوق بشر امری معضلهدار است. از نظر برک نیز بشر معرفی شده در اعلامیه حقوق بشر، انتزاعی و غیرواقعی است؛ یا اینکه اگر حقوق بشری هم وجود دارد همان حقوق یک شهروند مثلا انگلیسی است و نه چیزی بیشتر؛ حقوقی که ما از آن بهرهمندهایم فقط از بطن «ملت» برمیخیزد؛ و از این قبیل انتقادات.

چون هرچند که «اسب تروآی مردمان در دل الیگارشی»ست؛ درهرحال، برآمدهای از همین نظم سیاسیست و بهطور طبیعی، معذوریتها و محدودیتهایی دارد که مایل نیست آنها را فقط بهخاطر «حفظ منفعت، پرستیژ و حیثیت شخص خود» زیرپا بگذارد. اوباما، آمریکا را نه به عنوان ملت غیرقابل چشم پوشی بلکه به عنوان رهبری غیرقابل چشم پوشی تعریف کرده و استدلال می­کند همانطور که هیچ ملتی نمی­تواند به تنهایی با چالش­های جهانی روبرو شود، هیچ چالشی بدون حضور آمریکا نیز قابل حل نیست و رهبری آمریکا را در سند استراتژی امنیت ملی سال 2010 این چنین تعریف می­کند: «ما نباید در کالبد یک ولی نعمت رهبری کنیم بلکه باید به عنوان یک شریک همکاری، رهبری کنیم».

نظربایف پس از اعلام استعفای خود از سمت ریاستجمهوری قزاقستان در سال 2019، به صورت مادامالعمر مسؤولیت ریاست شورای امنیت این کشور را با خود داشت. به نظر می رسد سن و سال تاثیری در اشتیاق افراد خواهان مقاومت و مبارزه مسلحانه ندارد.

در واقع اوباما با اتخاذ رویکرد قدرت هوشمند (smart power) سرآغاز فصل نوینی را در سیاست خارجی آمریکا بشارت می داد. از آنجایی که مهمترین ملاک ارزیابی سیاست خارجی کشورها تأمین منافع ملی است، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را بر حسب این فاکتور چگونه ارزیابی می فرمایید؟ پس آیا می توان مشابه همین خطر در خصوص اردوغان و ترکیه را برای قطر و آل ثانی ها برشمرد؟

البته این نگاه در عین حال می تواند به نوعی تداعی کننده همان سیاست اقتصاد محور و تاجر مابانه دولت دونالد ترامپ هم باشد. در دوره باراک اوباما، فروش بمبهای هوشمند یا هدایتشونده به عربستان سعودی، به خاطر نگرانی از کشتهشدن غیرنظامیان در جنگ یمن به حال تعلیق درآمده بود.

این دیپلمات پیشین کشورمان با انتقاد از وزیر خارجه سابق کشورمان به خاطر ایجاد برخی از تغییرات ساختاری در وزارت خارجه و با اعتقاد بر اینکه این تغییر ساختار مناسب نبود، در بخش دیگری از صحبتهای خود اظهار کرد: در دو سه سالی که مذاکرات در برجام وجود داشت ما شاهد بهمریختگی ساختار در وزارت خارجه بودیم.

پس از شکست «جنبش اصلاحطلبی» در ایران، شاهد افزایش روزافزون حامیان «حقوق بشر»یم. فرد، جدا از هر نوع حاکمیت و نظم بیرونی، موجودیتی انتزاعی و فاقد هرگونه تَعین و کیفیت انضمامی است. البته باید در اینجا خاطرنشان کرد که غرض از ترسیم خطوط کلی این نوع نگرش اومانیستی به حقوق بشر، که به صُوَر گوناگون در نظریات بسیاری از جریانات داخلی تجلی یافته است، صرفا برجستهکردن یکی از جنبههای مغفولمانده در این مورد است، جنبهای که بیشتر به جنبه مفهومی این مسئله برمیگردد.

بسیاری از آنها – فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، احزاب – دفاع اومانیستی از حقوق بشر را پیشه خود ساختهاند. ظهور سریع دموکراسی آمریکایی همچنین بسیاری را فریب میدهد که فکر میکنند یک سیستم لیبرال میتواند در هر کجا شکوفا شود، و داشتن یک قاره وسیع با سهولت نسبی، مانع درک آمریکاییها از درگیری بین مردمان مختلف بر سر سرزمینهای دیگر میشود.

کتاب خاستگاههای توتالیتاریسم که زمانی کتاب مقدس لیبرالها به شمار میرفت، میتواند برای لیبرالهای وطنی حاوی درسهای عبرتآموزی باشد و زمینه را برای نقد آرای انتزاعی ایشان فراهم سازد. بر همین اساس، محور نوشته حاضر را مقاله کلیدی هانا آرنت «افول دولت ـ ملت و پایان حقوق بشر» در کتاب خاستگاههای توتالیتاریسم شکل میدهد، که در آن، نکته فوقالذکر به نحوی هوشمندانه و جذاب بسط یافته است.

بنا بر این گزارش این زمین که در یکی از بهترین نقاط تهران است در سال ۹۰ حداقل ۳۰۰ میلیارد تومان ارزش داشت اما ایرانایر آن را به قیمت تنها ۴۷ میلیارد به خانم «ع» فروخت؛ این در حالی است که قیمت همین زمین در حال حاضر حداقل دو برابر شده است.

مستند «هفتاد سال هوس» با موضوع اعلامیه حقوق بشر و موارد نقض آن از سوی قدرتهای جهانی طی دهههای گذشته، چهارشنبه ۳۰ دی ماه از شبکه افق پخش میشود. احمدینژاد در اردیبهشت ماه در یک سخنرانی گفته بود «به شما بگویم که اینها همه را کنار میگذارند به جز نفرات خودشان.

همه این تغییرات، ظاهرا بنا به مصلحتهایی صورت گرفت که البته بیشتر مبین انگیزهها و منافع دولتهای فاتح بود تا واقعیتهای موجود اروپا. طرفه اینکه، تا به حال در ارتباط با مسئله حقوق بشر، هیچیک از افراد یا جریانات داخل کشور به آرای آرنت رجوع نکرده، یا در صدد تبیین نظاممند آن برنیامدهاند که این امر، اساسا مبین بیاعتنایی ریشهای و نبود حساسیت نزد ایشان به منابع درونی سنت فکری خودشان است.