پاداش رایگان امارات به تل آویو؛ صلح در برابر «هیچ

موسسه هادسن از زمان روی کار آمدن ترامپ حدود ۳۰ نشست درباره موضوعات مختلف در رابطه با جمهوری اسلامی ایران برگزار کرده است؛ نکته مهم در این رابطه این است که در اغلب این جلسات چهرههای ضدایرانی مانند کارشناسان اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها یا چهرههای اپوزیسیون ایرانی نقش محوری را داشتهاند؛ در مهمترین نمونههای اخیر، پس از اعتراضات آبان ماه در ایران این موسسه یک نشست با حضور مریم معمارصادقی، مدیر اندیشکده توانا که از مخالفان جمهوری اسلامی است و ارتباط نزدیکی با جریان سلطنتطلب دارد، برگزار کرد.

بنابراین آمریکاییها برای این که خاطرشان از امنیت اسرائیل و همپیمانانشان مانند عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه آسوده شود به دنبال آن هستند که با توصیه به ریاض به فکر کاهش تنش و احیای روابط با جمهوری اسلامی ایران باشند که ذیل این کاهش تنش و تضمین امنیت، با آسودگی خیال و فراغ بال بیشتر توجه هر چه جدی تری روی تقابل با چین داشته باشند.

باز کردن کانالهایی با نهادها مربوطه نظامی و امنیتی برای مقابله با هر نوع اطلاعات نادرست و افزایش بحثهای آتی در حوزه امنیت منطقهای، بالاخص آنهایی که منجر به خیزش تروریسم، جنگ داخلی و مناقشه فرقهای میشوند و نیز حمل و نقل دریای نفت در دریای عرب. در جلسه ظاهرا از بین مسئولان فقط رئیس کل بانک مرکزی مخالف افزایش قیمت بوده است.

واقع امر این است که من تا پیش از این تصور می کردم سهم عمده کارشکنی ها در تداوم و تشدید اختلافات ایران و عربستان سعودی ناشی از اقدامات، تصمیمات و تحریکات تهران است.

حال به واقع سهم عربستان در این کارشکنی بیشتر است یا ایران؟ حتی از سخنان ظریف مشخص شد که شهید سلیمانی هم برای احیای روابط با عربستان سعودی هم اقداماتی را انجام داده بود، ولی در مقابل این عربستان سعودی بوده که تلاش های آشتیجویانه و میانجی گرایانه ایران را پس می زد. اگر عربستان سعودی با چراغ سبز آمریکا اکنون به دنبال احیای روابط با جمهوری اسلامی ایران است اکنون سوال مهمتری که ذهن را درگیر میکند این است که چرا ایالات متحده که تا پیش از این مخالف جدی کاهش تنش بین تهران و ریاض بود اکنون برای احیای روابط چراغ سبز نشان داده است؛ آیا این تغییر فاز مد نظر شما از سوی کاخ سفید ناشی از تغییر دولت در آمریکا و روی کار آمدن جو بایدن است؟

وقتی آقای روحانی اعلام میکند «سیاست خارجی عرصه جاروجنجالهای سیاسی، رسانهای، حزبی و جناحی نیست.» احتمالاً منظورش عملکرد سیاست خارجی در دوران آقای احمدینژاد است. حال سوال مهم اینجاست که اگر در سالهای گذشته عربستان به دلایل مختلف تلاشهای میانجی گرایانه و دیپلماتیک جمهوری اسلامی برای برقراری روابط با خود پس زده است پس چرا این روزها ریاض خواهان احیای روابط با تهران است و در نشست های مشترک با طرف ایرانی شرکت میکند و افزون بر آن حاضر به حضور در نشست بغداد برای احیای روابط با جمهوری اسلامی است.

اتفاقاً مواضع مثبت رئیسی و پادشاه سعودی در خصوص ضرورت برقراری روابط با همسایگان به خصوص عربستان سعودی و همچنین شرکت هیئتهای دیپلماتیک دو کشور در نشست های مشترک و تداوم نشست بغداد با موضوع کاهش تنش در روابط ایران و عربستان گام های مثبتی است که می تواند احیای روابط دو کشور را علیرغم وجود موانع و چالش های متعدد محقق کند.

این امر به واقع ناشی از چراغ سبز ایالات متحده آمریکا به عربستان سعودی برای برقراری روابط با ایران است. در این صورت بسیاری از هزینه های ناشی از اختلافات دوطرف از بین خواهد رفت و به دنبال آن بخش عمده ای از چالش های منطقه غرب آسیا خود به خود حل و فصل خواهد شد و نهایتاً سبب ارتقای امنیت کلی در خاورمیانه خواهیم بود.

باز هم نکته ای که ذهن را مُشوَش می کند این است که هنوز چالش ها، مشکلات، اختلافات و بحران در روابط ایران و آمریکا به قوت خود باقی است و ما شاهدیم که سه کلان تنش یعنی پرونده فعالیتهای هستهای ایران و عدم احیای برجام، توان دفاعی و نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی کماکان روی میز قرار دارد، مضافا جنگ یمن را هم نمی توان نادیده گرفت.

گزارشگران نیویورکتایمز معتقدند که عدم ارتباط میان سخنرانی رئیسجمهور و فقدان تحلیل در این سند دولتی گواهی است بر چالش بزرگتری که مشاوران امنیت ملی او با آن مواجهند. مسکو به منظور کاهش تنشها پیرامون مسائل اوکراین، پیشنهاداتی در راستای تضمین امنیتی غربیها به روسیه از جمله عدم گسترش پیمان نظامی ناتو به سمت مرزهای این کشور و خروج نیروهای ناتو از این منطقه را مطرح کرد.

یعنی من اعتقاد داشتم که تنش بین دو کشور ناشی از سیاست های منفیِ نفوذ منطقه ای ایران و در ادامه عدم رغبت برای گفت وگو با عربستان سعودی از سوی جمهوری اسلامی بوده است، اما بعد از انتشار فایل صوتی جنجالی محمد جواد ظریف متوجه شدم که عربستان سعودی هم به نوبه خود در تشدید اختلافات و بحران آفرینی بین دو طرف مقصر بوده است و در مقابل در برهه های مختلف ایران حُسن نیت خود را برای کاهش اختلافات و احیای روابط با سعودی نشان داده است.

رامین ظهیری روز یکشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: این محصولات وارداتی شامل انواع ماشینآلات صنعتی، مصنوعات از چدن و آهن یا فولاد، آلومینیوم، مواد پلاستیکی، وسایل نقلیه زمینی، عصاره رنگ و مرکب، اسکلت فلزی، انواع چسب، انواع رنگ، سنگ فلز جوش، خاکستر، کائوچو و اشیای ساخته شده از آن و انواع پارچه است. این جدیبودن هم جزء پرستیژ اوست یا در خانه به گونه دیگری است؟

بالاخره هر دختر و پسری قرار است عروس یا داماد شخصی بشوند. به همین ترتیب، دسترسی عربستان سعودی به تکنولوژیهای برتر در حوزه ساخت و ساز و صنایع استخراجی میتواند برای هر دوطرف منافعی در پی داشته باشد. ایران با برخوداری از منابع انسانی قوی و بخش صنعتی خودکفاء میتواند نقشی حیاتی در توسعه اقتصادی و اشتغالزایی در عربستان سعودی ایفاء کند.

با این حال، عادیسازی روابط بین ایران و عربستان سعودی در غیاب نقش سازنده آمریکا شکننده خواهد بود. از این فرصت استفاده میکنم و با توجه به شاخصهای کلانی که شما آمارش را فرمودید، بپرسم که چه جوری این اتفاق افتاده که ما بین سالهای 84 تا 90 بیشترین درآمدهای نفتی تاریخ کشورمان را داشتیم، ولی این اتفاق افتاده است؟

پس احیای روابط ایران و عربستان علاوه بر سود و منفعت برای تهران و ریاض از ابعاد مختلف قطعاً می تواند منافع کلانی را هم برای کشورهای خاورمیانه به دنبال داشته باشد. به موازات آن طی یک ماه گذشته نیز شاهد بودیم که هیئت های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در بغداد و نیویورک در نشست مشترکی با موضوع عراق شرکت داشتند که امیدها را برای احیای روابط دو طرف افزایش داده است.

لذا در مجموع هر دو کشور ناچار به احیای روابط هستند چرا که هم تهران و هم ریاض طی سال های اخیر قربانی سیاست های مخرب علیه همدیگر شده اند که به افزایش هزینههای مالی، نظامی، تسلیحاتی و حتی انسانی انجامیده است.